خانه عناوین مطالب تماس با من

ツ ماجراهای مریمی

ツ ماجراهای مریمی

دسته‌ها

  • کتاب 1
  • در خیابان 4
  • ادبیات 16
    • شعر 3
    • نثر 3
    • گلستان 7
    • ضرب‌المثل 2
    • کتاب 1
  • از دیگران 7
    • وبلاگ 3
    • ایمیل 1
    • پیام‌های دوستان 2
  • مناسبتی 1
    • رمضان 1
  • فصل‌ها 3
    • زمستون 3
  • دعا 2
    • برای حاجات 2
  • از سری یادداشت‌های همینجوری 6
    • امروز من 3
    • امشب من 1
  • وای از دست بعضی‌ها 4
  • دوست 3
  • ((: 2
  • بازی وبلاگی 3
  • روان‌شناسانه 6
  • )-: 3
  • از سال‌های دور 3
  • باشگاه‌نوشت 1
  • یه پیشنهاد 1
  • دانشگاه‌نوشت 1
  • سرگرمی 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • ماهواره‌ی شوالیه‌‌ی سیاه Black Knight satellite
  • گل و گلدون
  • وقت‌نویس. میچ آلبوم
  • دیو درون
  • شنبه‌ها در گلستان 6
  • شنبه‌ها در گلستان 5
  • مریمی و کاغذ گم‌شده. که ایشالا پیدا میشه
  • سرماخوردگی
  • شنبه‌ها در گلستان 4
  • سکوت

بایگانی

  • آبان 1399 1
  • مهر 1399 1
  • فروردین 1398 1
  • خرداد 1397 1
  • بهمن 1396 14
  • دی 1396 27
  • آذر 1396 2
  • مرداد 1394 10
  • تیر 1394 11

جستجو


Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • ماهواره‌ی شوالیه‌‌ی سیاه Black Knight satellite جمعه 2 آبان 1399 18:35
    *یه کتاب و نوار قصه داشتم به اسم رضا در فضا. با اینکه می‌دونستم یه سری صدای ضبط‌شده‌ست و قرار نیست رو ش آپدیت بیاد، اما همینکه مربوط به فضا بود، برام شگفت‌انگیز و هیجان‌آور بود - شاید هم شگفت‌آور و هیجان‌انگیز -. حتی داستان‌ش رو دقیقا یادم نمیاد. شاید به خاطر اینکه کلا در احوالات خودم سیر می‌کردم و زیاد گوش نمی‌دادم...
  • گل و گلدون شنبه 26 مهر 1399 17:45
    *کار کردن با اینستاگرام، ساده‌ست. یه عکس آپلود می‌کنی. کپشن رو می‌نویسی. هش‌تگ می‌زنی و ارسال. ولی مهم‌تر از آسون و در دسترس بودن، این‌ه که چی به دل‌ت میشینه. چی بیشتر بهت آرامش میده. چی خوشحال‌ت می‌کنه. کلا زیاد پیگیر اینستاگرام نیستم. روز اولی که نصب‌ش کردم، از شیرجه زدن در یک آرشیو بی‌انتها از عکس‌های خوشگل و پر...
  • وقت‌نویس. میچ آلبوم پنج‌شنبه 29 فروردین 1398 22:39
    * میچ آلبوم در کتاب وقت‌نویس (ارباب زمان یا پدر زمان. The Time Keeper ) ابتدا چند شخصیت را در روایت‌هایی جداگانه معرفی کرده و سپس بسیار هنرمندانه، زندگی این شخصیت‌ها را به هم ارتباط داده. سه تا شخصیت‌های داستان ( دُر ، آلی و نیم) در گذشته زندگی می‌کنند، کمی پیش از آغاز تاریخ پیدایش انسان. و از میان این سه نفر، شخصیت...
  • دیو درون چهارشنبه 16 خرداد 1397 21:48
    *یادمه ماه رمضون چند سال پیش پست گذاشت که دل‌م برای همسایه‌مون می‌سوزه که ظهر برای خودش ناهار گرم می‌کنه و لذت این روزا رو درک نمی‌کنه و ... و ... و ... راستش از خوندن اون پست، حس خوبی بهم دست نداد. فکر می‌کردم داره منت عبادت‌ش رو سر یکی دیگه میذاره. شایدم اصن نیت‌ش این نبود اما من حس خوبی نداشتم چون برداشت‌م اونجوری...
  • شنبه‌ها در گلستان 6 شنبه 28 بهمن 1396 21:19
    * باب اول. در سیرت پادشاهان . حکایت 2 از 41 یکی از ملوک خراسان، سلطان محمود سبکتگین را به خواب دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید و نظر همی کرد، سایر حکما از تأویل آن فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز نگرانست که ملک‌ش با دیگرانست. بس نـامـور به زیر زمین...
  • شنبه‌ها در گلستان 5 شنبه 21 بهمن 1396 21:05
    * باب اول. در سیرت پادشاهان . حکایت 1 از 41 پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره در حالت نومیدی، ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن، که گفته‌اند هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید. وقت ضرورت چو نماند گـریز دسـت بگیرد سـر شمشیر تیز اذا ایئس الانسـان، طـال لسـانه کـسـنور مغـلوب یصـول عـلی...
  • مریمی و کاغذ گم‌شده. که ایشالا پیدا میشه چهارشنبه 18 بهمن 1396 21:30
    * قبلا کمی در مورد کارشناس آموزش دانشگاه سومی صحبت کرده بودم .این بنده‌ی خدا امروز برای بار هزارم با من تماس گرفت و یک جوری که بار اول‌ه داره درباره‌ی این مقوله صحبت می‌کنه،پرسید خانوم فلانی چرا فلان درس شما در ترم دوم حذف شورا شده و در ترم سوم دوبره برداشتین‌ش؟ البته به این وضوح نگفت. این یک جورایی رمزگشایی‌شده‌ی...
  • سرماخوردگی چهارشنبه 18 بهمن 1396 18:20
    *و این بار نیز زنده موندم. اگه آلودگی هوا اجازه بده نفس بکشیم البته.
  • شنبه‌ها در گلستان 4 شنبه 14 بهمن 1396 01:02
    * شنبه‌ها در گلستان 3 . دیباچه قسمت آخر تقصیر و تقاعدی که در مواظبت خدمت بارگاه خداوندی می‌رود بنابر آنست که طایفه‌ای از حکماء هندوستان (1) در فضایل بزرجمهر (2) سخن می‌گفتند به آخر، جز این عیب‌ش ندانستند که در سخن گفتن بطیء است یعنی درنگ بسیار می‌کند و مستمع را بسی منتظر باید بودن تا تقریر سخنی کند. بزرجمهر بشنید و...
  • سکوت دوشنبه 9 بهمن 1396 18:02
    *می‌گفت من هر کاری میخوام بکنم، بهش میگم. ولی الان تازه فهمیده‌م 3 ماه‌ه کلاس خیاطی میره و هیچی به من نگفته. نمی‌تونی تصور کنی وقتی کلی عکس از لباس‌هایی که دوخته برام فرستاد، چه احساس وحشتناکی داشتم. هم خوشحال شدم از این همه پیشرفت‌ش. هم ناراحت شدم صبر کرده این همه مدت بگذره و یک کلمه بهم نگفته. اصلا خیلیا اینجوری‌ن....
  • برف، برف یکشنبه 8 بهمن 1396 20:35
    *خب بالاخره تهران هم سفیدپوش شد. بنده هم طبق معمول، سرما خوردم. اگر هم فکر می‌کنید بدوبدو رفتم آدم برفی ساختم و سلفی گرفتم، سخت در اشتباهید.تا صبح، یک ساعت یک ساعت از خواب پریدم. ظهر به زور بلند شدم یک لیوان چای داغ خوردم با کلوچه‌. بعدش یادم نمیاد چی شد و چطور گذشت. فقط بشقاب سبزی‌پلو م روی کاناپه رو یادم‌ه. شال...
  • شنبه‌ها در گلستان 3 شنبه 7 بهمن 1396 22:00
    * شنبه‌ها در گلستان 2 . دیباچه. قسمت سوم فی الجمله زبان از مکالمه‌ی او در کشیدن، قوّت نداشتم و روی از محاوره‌ی او گردانیدن، مروّت ندانستم که یار موافق بود و ارادت صادق. چو جنگ آوری با کسی برستیز که از وی گزیر ت بود یا گریز به حکم ضرورت سخن گفتم (1) و تفرج‌کنان بیرون رفتیم در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت...
  • عشق در دل ماند و یار از دست رفت جمعه 6 بهمن 1396 20:52
    * عشق در دل ماند و یار از دست رفت دوستان دستی که کار از دست رفت ای عجب گر من رسم در کام دل کی رسم؟ چون روزگار از دست رفت بخت و رای و زور و زر بودم دریغ کاندر این غم هر چهار از دست رفت عشق و سودا و هوس در سر بماند صبر و آرام و قرار از دست رفت گر من از پای اندرآیم گو درآی بهتر از من، صد هزار از دست رفت بیم جان کاین بار...
  • جاسوس پنج‌شنبه 5 بهمن 1396 21:29
    *سال دوم یا سوم کارشناسی بودم. 20 یا 21 سال‌م بود. یه دوست وبلاگی بی‌نهایت کتابخون داشتم. یه اتاق بزرگ داشت که دور تا دور ش قفسه‌های بلند کتاب بود. می‌گفت کلی هم کتاب داره که توی کارتن هستن + کلی کتاب که دست مردم امانت بوده و بهش برنگردوندن. الان می‌فهمم جز شرایط زندگی، قطعا کتاب خوندن هم از مواردی بود که باعث شده بود...
  • مردم‌آزاری نکن چهارشنبه 4 بهمن 1396 20:02
    *امشب رو خواستم زود بخوابم مثلا - ساعت 1 - بیشتر از یک ساعت‌ه جماعتی فاقد شعور دارن بلندبلند با همدیگه بحث و دعوا می‌کنن. هی با خودم میگم الان تموم میشه ولی اونا اصلا انگار نه انگار. چنان بلند حرف می‌زنن و توی حرف هم می‌پرن انگار ساعت 10 صبح‌ه. خدا هیچ کس رو انقدر گرفتار نکنه که بی‌ملاحظگی و خشم‌ش اینجوری باعث آزار...
  • اولین تجربه‌های کودکی سه‌شنبه 3 بهمن 1396 14:38
    *هشت ساله بودم که در یک میهمانی شبانه، برای اولین بار با پدیده‌ای سرخ رنگ به نام "خرمالو" آشنا شدم . میزبان با لبخندی ملیح، خرمالو تعارف کرد و من هم بدون درنگ، نامبرده را شکافته و چشیدم . شوربختانه خرمالوی مذکور به غایت گس بود و تا چند ساعت احساس می‌کردم گونه‌هایم در حال تجزیه شدن هستند! از آن روز به بعد، در...
  • پیروزی فضیلت دوشنبه 2 بهمن 1396 14:38
    *از هر آدم رذلی بپرسید که آیا ترجیح می‌دهد با رذلی مثل خودش سروکار داشته باشد یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب؟ بدون تردید پاسخ خواهد داد: با آدمی بزرگوار و خوش قلب! پیروزی فضیلت، در همین است ...
  • پناه بر خدا یکشنبه 1 بهمن 1396 21:55
    می‌دﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﺎﺩﺭﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺑﮑﻨﻢ، ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼش‌ش ﺭﺍ می‌کند ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ، ﻫﻤﻪ‌ﯼ ﻣﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ... ﭘﻨﺎﻩ می‌برم ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ، ﺍﺯ ﻋﯿﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ می‌بینم و ﺩﯾﺮﻭﺯ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﯿﺐ ﻣﻼﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ. ﻣﺤﺘﺎﻁ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻧﺶ و ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩﻥ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭز او...
  • شنبه‌ها در گلستان 2 شنبه 30 دی 1396 23:50
    * شنبه‌ها در گلستان 1 . دیباچه. قسمت دوم ذکرجمیل سعدی که در افواه عوام افتاده است و صیت سخن‌ش که در بسیط زمین رفته و قصب الجیب (1) حدیث‌ش که همچون شکر می‌خورند و رقعه‌ی منشآت‌ش که چون کاغذ زر می‌برند، بر کمال فضل و بلاغت او حمل نتوان کرد؛ بلکه خداوند جهان و قطب دایره‌ی زمان و قایم مقام سلیمان و ناصر اهل ایمان، اتابک...
  • داستان ضرب‌المثل خرج اتینا پنج‌شنبه 28 دی 1396 23:33
    * هرگاه کسی پولی را که باید صرف مخارج لازم و ضروری شود ، در راه بیهوده خرج کند، می گویند: فلانی همه را خرج اتینا کرد. یعنی نفله کرد و روی اصل جهالت، به مخارج غیر لازم رسانید. سابقا مطرب‌ها در مجالس عروسی و امثال آن، پس از آن که یک دور می‌رقصیدند، در مقابل هر یک از میهمان‌ها می‌نشستند و پس از چندی سر و کله آمدن و...
  • رنجش چهارشنبه 27 دی 1396 11:10
    *روزی سقراط حکیم، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود. علت ناراحتی‌ش را پرسید. شخص پاسخ داد: در راه که می‌آمدم، یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم. جواب نداد و با بی‌اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت. و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم. سقراط گفت: چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت‌کننده...
  • چاه مکن بهر کسی. اول خودت، دوم کسی سه‌شنبه 26 دی 1396 22:09
    * نقل است در زمان پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص)، فردی به شدت از حضرت متنفر بود و با اهل‌ بیت این خاندان دشمنی داشت. در آن زمان، افراد بسیاری تحت تاثیر رفتار و اخلاق پیامبر قرار می‌گرفتند و به دین اسلام روی‌ می‌آوردند. آن مرد که با پیامبر دشمن بود، روزی برای حضرت، دسیسه‌ای ترتیب داد و با خود گفت: هنگامی که محمد (ص)...
  • قانون جذب عشق. چگونه می توانم فرد دلخواه‌م را جذب کنم؟ دوشنبه 25 دی 1396 18:11
    *متن زیر، برگرفته از سایت قانون جذب پنج بعدی هست که براتون خلاصه کردم چون می‌دونم لینک بدم، احتمال اینکه همه‌ش رو نخونید زیاد ه درباره‌ی جذب عشق و جذب همسر دلخواه با استفاده از تکنیک‌های قانون جذب، آورده‌اند که همه چیز در قانون لیاقت و باور خلاصه میشه! یعنی شما به اندازه‌ی شخصیت مورد نظرتان بزرگ شوید و لیاقت لازم رو...
  • دلپسند باشیم یکشنبه 24 دی 1396 15:43
    *سی عادت ناپسند اجتماعی : ۱. خیره شدن به دیگران ۲. با دهان‌پر حرف زدن ۳. قطع کردن حرف دیگران ۴. اظهار فضل و دانایی کردن ۵. بلند حرف زدن ۶. خیلی محکم یا شل دست دادن ۷. پرخوری در میهمانی ها ۸. گذاشتن آرنج روی میز ۹. پچ پچ کردن و خندیدن مرموز در حضور دیگران ۱۰. دراز کردن دست از سوی آقایان و اصرار برای دست دادن با خانم...
  • شنبه‌ها در گلستان 1 شنبه 23 دی 1396 22:13
    *به امید خدا قصد دارم از این هفته، شنبه‌ها گلستان بخونم. اگر دوست دارید، شنبه‌ها در گلستان با ما باشید. درباره‌ی گلستان سعدی . دیباچه. قسمت اول بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم منّت خدای را عز و جل که طاعت‌ش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت (سوره ابراهیم - آیه ۷). هر نفسی (1) که فرو می‌رود، ممدّ حیاتست و چون...
  • گلستان سعدی 1 جمعه 22 دی 1396 19:09
    * ویکی پدیا : گلستان، نوشته‌ی شاعر و نویسنده‌ی پآوازه ایرانی سعدی شیرازی است. به باور بسیاری، گلستان تاثیرگذارترین کتاب نثر در ادبیات فارسی است که در یک دیباچه و هشت باب به نثر مُسَّجَع (آهنگین) نوشته شده‌ است. بیشتر نوشته‌های آن کوتاه و به شیوه‌ی داستان‌ها و پندهای اخلاقی است. استفاده از نثر موزون و مسجع در نویسندگان...
  • آدم چی بگه؟ پنج‌شنبه 21 دی 1396 21:02
    *شاهکار پرشین‌بلاگ کم بود، نام کاربری میهن‌بلاگ‌م رو هم فراموش کرده‌م. هرقدر هم ایمیل می‌زنم هیچکس پاسخگو نیست.
  • بدجنس نباشیم چهارشنبه 20 دی 1396 20:47
    *بعضیا هم هستن که کلا در زندگی، منتظر ن ببینن کی چی کار می‌کنه که بگن خوششششش به حال‌ش! مثلا بری پیاده‌روی، میگن خوش به حال‌ت که میری پیاده‌روی. میگی خب شما هم برو. میگن نه تو بهتر میری پیاده‌روی! میری بقالی. میگن خوش به حال‌ت. رب و روغن خریدی. میگی خب چیز مهمی که نیست. همه می‌خرن. میگن نه تو بهتر می‌خری! درس می‌خونی....
  • به من دروغ بگو سه‌شنبه 19 دی 1396 14:35
    * ویکی‌پدیا : به من دروغ بگو (Lie to Me) نام یک مجموعه‌ی تلویزیونی جنایی درام آمریکایی است که اولین بار، ۲۱ ژانویه ۲۰۰۹ از شبکه فاکس پخش شد. در این مجموعه، دکتر کَل لایتمن و همکاران وی، قراردادهای کاری را برای کمک کردن طرف‌های سوم (مانند مقام‌های قضایی فدرال و محلی) در پیدا کردن حقیقت قبول می‌کنند.آنها متخصص زبان بدن...
  • مریمی و کدو حلوایی دوشنبه 18 دی 1396 18:30
    *ابتدا یک عدد کدو حلوایی گردن‌دراز ابتیاع نموده از دیدن قیافه‌ش کلی می‌خندین و یاد داستان کدوقلقله‌زن بچگیاتون می‌افتید. بعد از اینکه شستید ش، یک عدد چاقو برداشته و به هر زور و زحمتی هست برش می‌زنید ش به این صورت که گردن‌ش رو برش‌های‌ افقی می‌زنید که بهتون اشکال دایره‌مانند تحویل میده. به قسمت بزرگ پایین‌ش که رسیدید،...
  • 68
  • صفحه 1
  • 2
  • 3