خانه عناوین مطالب تماس با من

ツ ماجراهای مریمی

ツ ماجراهای مریمی

دسته‌ها

  • کتاب 1
  • در خیابان 4
  • ادبیات 16
    • شعر 3
    • نثر 3
    • گلستان 7
    • ضرب‌المثل 2
    • کتاب 1
  • از دیگران 7
    • وبلاگ 3
    • ایمیل 1
    • پیام‌های دوستان 2
  • مناسبتی 1
    • رمضان 1
  • فصل‌ها 3
    • زمستون 3
  • دعا 2
    • برای حاجات 2
  • از سری یادداشت‌های همینجوری 6
    • امروز من 3
    • امشب من 1
  • وای از دست بعضی‌ها 4
  • دوست 3
  • ((: 2
  • بازی وبلاگی 3
  • روان‌شناسانه 6
  • )-: 3
  • از سال‌های دور 3
  • باشگاه‌نوشت 1
  • یه پیشنهاد 1
  • دانشگاه‌نوشت 1
  • سرگرمی 1

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • ماهواره‌ی شوالیه‌‌ی سیاه Black Knight satellite
  • گل و گلدون
  • وقت‌نویس. میچ آلبوم
  • دیو درون
  • شنبه‌ها در گلستان 6
  • شنبه‌ها در گلستان 5
  • مریمی و کاغذ گم‌شده. که ایشالا پیدا میشه
  • سرماخوردگی
  • شنبه‌ها در گلستان 4
  • سکوت

بایگانی

  • آبان 1399 1
  • مهر 1399 1
  • فروردین 1398 1
  • خرداد 1397 1
  • بهمن 1396 14
  • دی 1396 27
  • آذر 1396 2
  • مرداد 1394 10
  • تیر 1394 11

جستجو


Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • که تو هم نیستی یکشنبه 28 تیر 1394 11:31
  • ختم‌ آیة‌الکرسی، جهت یادآوری شنبه 27 تیر 1394 12:04
    *ختم‌ آیة‌الکرسی : گویند هر کس به این ختم اعتقاد داشته باشد و آن را تا سه روز انجام دهد، حاجت او روا شود و آن بدین شرح است. ابتدا بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و آنگاه آیة‌الکرسی را بخواند و سپس بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم، سوره‌ی حمد را بخواند و...
  • پیامی از یک دوست بی‌وجدان جمعه 26 تیر 1394 12:34
    *اینا رو دیدم یاد موهای تو افتادم. من دیگه حرفی ندارم.
  • من و دوستان بی‌وجدان و ماکارونی جمعه 26 تیر 1394 12:31
    *از سری شاهکارهای دوستان بی‌وجدان: ماکارونی پ.ن: شانس آوردی دیشب ماکارونی خوردم وگرنه کشته بودم‌ت دوست خوب‌م
  • حمد جمعه 26 تیر 1394 12:28
    هرگاه اولین روز ماه قمری، شنبه باشد هر کس ازشنبه‌ی اول ماه تا شنبه‌ی هفته‌ی بعد که هشت روز می‌شود روزی هفتاد بار سوره‌ی حمد را بخواند، ان‌شاالله حاجت‌ش برآورده می‌شود.
  • حکمت جمعه 26 تیر 1394 12:23
  • شب تلخ جمعه 26 تیر 1394 12:17
    تابستون‌ه. اواخر تیرماه. ساعت از ۳ صبح گذشته. نمی‌دونم چرا اصلا خواب‌م نمیاد. فقط یادم‌ه که عصر نخوابیدم. پس الان باید خسته باشم ولی نیستم. مخصوصا وقتی یاد حس گیجی بعد ار بیدارشدن میفتم، ترجیح میدم کلا نخوابم. چند روز ه دیوونه شده‌م. به محض بیدارشدن از خودم می‌پرسم من کی‌م؟ بعد هیچ جوابی ندارم که بدم. از سوال بی‌جواب...
  • سلام دوشنبه 22 تیر 1394 12:56
    آیکون نگاه کردن به در و دیوار
  • 68
  • 1
  • 2
  • صفحه 3